۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۹, یکشنبه

۱۳۹۲ فروردین ۱۹, دوشنبه

زنگ ها (ناقوس ها) برای که به صدا درمی آیند؟




مرگ هر انسان جانم را می کاهد زیرا من با بشریت درآمیخته ام پس هرگز به من مگو ناقوس ها برای که به صدا درمی آیند، چرا که برای توست!
any man's death diminishes me, because I am involved in mankind, and therefore 
never send to know for whom the bells tolls; it tolls for thee.” 
― John Donne, No Man Is An Island

۱۳۹۱ دی ۱۷, یکشنبه

سبزه خاک ما

ابر آمد و زار بر سر سبزه گریست
بی باده گلرنگ نمی باید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست
(خیام)

۱۳۹۱ آذر ۱۹, یکشنبه

بیش از تمام لحظه ها وقتی تو باشی را...


بیش از تمام رنگ هایت ، رنگ کاشی را
بیش از تمام لحظه ها ، وقتی تو باشی را

روزی زنی در عهد شاه عباس عاشق کرد
سر پنجه های روح یک معمار باشی را

آن وقت شعر و رنگ و موسیقی به هم آمیخت
پوشاند اسلیمی ، تن عریان کاشی را

حالا دوباره اصفهان آبستن است ای عشق
تندیس زیبایی که از من می تراشی را

روح مرا سوهان بکش ، چکش بزن ، بشکن!
بیرون بریز از من هوا ها را ، حواشی را

حل کن مرا ای عشق ای تیزاب افسونگر
ذرات روحم تشنه هستند این تلاشی را

از نغمه ها ، آواز های اصفهانت را
بیش از تمام لحظه ها وقتی تو باشی را

(پانته آ صفایی)

۱۳۹۱ آذر ۱۱, شنبه

...و چای دغدغه عاشقانه خوبی ست!



… و چای دغدغه عاشقانه خوبی‎ست
برای با تو نشستن بهانه خوبی‎ست



حیاط آب زده، تخت چوبی و من و تو
چه قدر بوسه، چه عصری، چه خانه خوبی‎ست


قبول کن! به خدا خانه شما سارا!
برای فاخته‎ها آشیانه خوبی‎ست


غروب اول آبان قشنگ خواهد بود
نسیم و نم‎نم باران، نشانه خوبی‎ست


بیا به کوچه که فردیس شاعری بکند
که چشم تو غزل عامیانه خوبی‎ست


ـ کرج سوار شو! آقا صدای ضبط اگر …
نه خیر کم نکن آقا! ترانه خوبی‎ست


صدای شعله ور گل نراقی و باران
فضای ملتهب و شاعرانه خوبی‎ست


مطابق نظر ماست هرچه هست عزیز!
قبول کن که زمانه زمانه خوبی‎ست


به خانه باز رسیدیم، چای می‎خواهیم
برای با تو نشستن بهانه خوبی‎ست
(حسن صادقی پناه)

۱۳۹۱ مهر ۲۴, دوشنبه

دل می دهد بشارتم از بازگشتنت!




دل می دهد بشارتم از بازگشتنت
وز روزهای خالی از این اضطراب ها
وان روز دور نیست که فانوس می شوند
در کوچه های آمدنت آفتاب ها
( حسین منزوی)

۱۳۹۱ تیر ۱۹, دوشنبه

ساعت باش!

ساغر باش
برسان خود را به وی
به سلامی پُر از می
و بمان

ساعت باش
برسان خود را به هشت
به قراری که گذشت
و بمان

آتش باش
برسان خود را به گل
بپزش تا مرز دل
و بمان

کاغذ باش
برسان خود را به یار
دو سه شب قبل از بهار
و بمان

با من باش
برسان خود را به تن
برسان خود را به جان
....
(نمی دانم از کیست.گروه دنگ شو اخیرا اجرا کرده اند.)

به اشتراک بگذار!

Share |